حضرت عشق
تنها مرگ است که دروغ نمی گوید..!!
(زنده به گور)

^^^^&&&&&&&^^^^
_____(((((((____-------

به کسی بر نخوره!
اگه من اهل ناکجا آبادم!
شجره نامه ی من، مال منه..
به کسی چه!
من یکی آزادم.. . .

افکار نامنسجم من در این تارنما به نمایش در می آید.
من نه امیدوارم نه ناامید!
نه خوبم و  نه بد!
نه عاشقم و نه از عشق می نویسم!
تنها من آزادم..
به معنای واقعی "ر ه ا"

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
آدم لحظه ای هستم!
برایم حال مهم است! تنها همین لحظه! همین ثانیه!
نه عقب تر و نه جلوتر.. .!!

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
دوره مردانگی و گذشت و هنرنمایی و دلاوری با رستم و هرکول سپری شد، در اسلام باید از روی پهلوانانی مانند زین العابدین بیمار و امام حسین که تکیه به نیزهء غریبی میکند گرده برداشت! (توپ مرواری)

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
تا فرصتی دیگر٬ تا فرصتی بهتر٬ سبز باشید٬ سبز و آفتابی برای وطنی آزادتر.. .

بیشتر بدانید...
گورستان حضرت عشق

سریال زنان سرسخت سریال زنان سرسخت
سریالی بسیار ریبا در ژانر درام و کمدی. برنده ۳ جایزه golden globe
سریال دوستان Friends
امکان نداره این سریال را ببینید و از خنده روده بر نشید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
1388,03,28
خرداد پر رخداد.. . .

اینجا ایران خرداد یک هزار و سیصد و هشتاد و هشت :

شاید همان اندازه که سال 2009 میلادی با خوش آغاز شد و همگان هر روز که بیشتر از اون می گذشت چشم به راه رخدادهای خوب بودند (که همین گونه هم شد..) و سال 1388 خورشیدی برای خود من آزمونی نو برای نو نفس کشیدن بود! این روزها.. این ساعت ها.. و مهمتر این لحظه ها به سنگینی هر چه تمام تر در اوج روزهای زندگی ما سپری میشود.

بیست و هشت.. بیست و دو.. و حالا هم بیست و دو !! این سه شماره و ماه های آنها و رخداد های آن در ذهن تمامی ایرانی های آزاده انگاشته می شود. یادمان نخواهد رفت که بر ما چه کردند و چه خواستیم ولی چه بر ما شد. این ماه های واپسین که با یادآوری گذشته و رخداد های پیشین و درس گرفتن از اون همه (هتا خود من) خواستدار دگرگونی و گریز از واپسگرایی شدیم ناگهان به ما گفتند شما چنین حقی ندارید! باید سر جای خود بمانید..  

یادمان نخواهد رفت که چگونه برای سر دادن "حق خود" چه بر سر ما می آوردند..

برای من از همان هفته پیش و رخدادی نه چندان نو! آغاز شد و همان آدینه (جمعه) نگران چنین لحظه هایی بودم به دوستی هم گفتم : چندان که تو می گویی ساده نیست، به همان صندلی که در یادداشت پیشین از آن گفتم پروانه دگرگونی نمی دهند! چه برسه به من.. تو.. ما و ایران.

امروز در اینجا باران بارید، همان گونه که از چشمان ده ها خانواده ایرانی این روزها باران می بارد، برای چه ؟؟ برای سر دادن ندای آزادی. هیچ چیزی جز درود فرستادن به پیکر آزادگان و ده ها ایرانی که از نام های آنها خبر نداریم آرامش دهنده پدران و مادران ایران زمین نیست.

این روزها همان گونه که رخدادهای زندگی من در حال انگاشته شدن است در حافظه تاریخ هم انگاشته می شود و از یاد تاریخ نمی رود که بر ما چه شد، چه خواستیم و چه بر ما کردند.موج سبز امیدواری در خیل بزرگی از مردم جای خود را به موج نا امیدی و سیاه داده است ولی باید بگویم که دارم می بینم و باید ببینیم که هنوز موج امیدواری در ذهن ایرانی های آزاده مانده و زنده هست و در این روزهای بزرگ و تاریخی باید این موج را نگه داشت تا بتوان زندگی کرد وگرنه به همان گودالی که هدایت شصت سال پیش از آن سخن گفت می رویم.
خواسته دشواری است ولی پیش تر و به ویژه این چند روز ما نشان داده ایم می توانیم، چشم به راه نمان، زنده بمان. من بر این باورم در هر شرایطی ما پیروزیم، ما به آنها نشان دادیم که  "غلام حلقه به گوش" نیستیم خواه تو جمهوری بخواه چه حکومت!

پاینده ایران و ایرانی. ایرانی آزاد برای هر آزاده ای.

سبزسفیدقرمز   

     

 

 

1388,03,13
نامه به صندلی دهم

گر از این منزل غربت به سوی خانه روم /  دگر آنجا که روم عاقل و  فرزانه روم

درود

امیدوارم که پایه های فولادین تو استوار و پشتی تو نرم و راحت باشد.

صندلی، تو با این حال که جان و زبانی برای بیان شور خودت نداری! شوند (دلیل) تمام خوبی و بدی های موجود هستی! و این توهستی که دست برجسته ای در سیاست و جهت این خوبی و بدی ها داری. پس این شوند بزرگ، من را وا داشت که این نامه را در این برهه از روزگار ایران مان برای تو بنویسم.

صندلی، تو در روز بیست و دو خرداد و شاید هم یک هفته پس از این روز یا با چهره نو آشنا می شوی و یا اینکه باید یار چهار ساله خودت را تاب آوری (تحمل کنی) یاری که سنگینی خیل بزرگی از ایران را بر روی تو جا گذاشت.

آهنگ با توست! نه نه اشتباه کردم! « میزان رای ملت نیست، است و یا هست! » به هر حال که بود و یا شد و آمد روی تو نشست، از جانب خودم و به نمایندگی از خودم چند خواهش از تو دارم، که کمینه دوست دارم آنها را به آن شخص منتقل کنی، می دانم که می توانی.

ادامه مطلب ...
1388,02,28
شب.. سکوت٬ کویر

..

تا حالا شده صدایی، نگاره ای یا هر چیز دیگری چنان در شما هنایشی (تاثیری) بگذاره که جلوی اون زانو بزنید!؟ و هتا بزرگی و شکوه اون مجال بیان کردن این بزرگی رو به شما نده!؟

آره بی گمان بارها شده! بارها و بارها.. هتا زمان خواندن نسکی (کتابی) که شما را "کیش و مات" می کند!

ولی هدف این گفته چیست؟ پس از نوروز به شوندی که نمی دانم (می دانم!) هر روز به پیشین و روزهای گذشته برمیگردم، روزهای بد با یادبودهای خوب! و یا شاید در آینده همه آنها در نگر من خوب شود! همان گونه که در آن روزهای پیشین همه بد بود و کم کم بهتر شد.

این ویژگی انسان بودن است که دوست دارد از پنجره های گوناگون به جهان پیرامون خود نگاه کند ولی این پنجره ها تا چه اندازه زیاد شدند؟! باید آنها را کم کرد!

دوست دارم شما را با یکی ازهمان هنایش هایی را که برایتان بیان کردم، آشنا کنم.

آلبوم "شب.. سکوت٬ کویر" از خسرو آواز ایران.

ادامه مطلب ...
نوشته های خاک گرفته

راه اندازی:
مرداد 3743 زرتشتی
هم اکنون:
سال 3747 زرتشتی
برابر با:
1388 خورشیدی |
7031 آریایی

Design by HAZRAT-ESHGH

شمار بازدیدکنندگان: 96927


بهترین اندازه برگ نمایش: 768*1024
2005-2009 © Copyright, Hazrat-Eshgh.Com
Design : Hazrat-Eshgh.Com